کپی متن آیه
|
يَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ مَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلاَ تَعْقِلُونَ
|
ترجمه
ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم، گفتگو و نزاع میکنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خودتان معرفی مینمایید)؟! در حالی که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمیکنید؟!
اى اهل كتاب! چرا در بارهى ابراهيم محاجّه مىكنيد در حالى كه تورات و انجيل نازل نشد مگر بعد از او؟ آيا تعقل نمىكنيد
اى اهل كتاب، چرا در باره ابراهيم محاجه مىكنيد با آنكه تورات و انجيل بعد از او نازل شده است؟ آيا تعقل نمىكنيد؟
ای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله میکنید (که هر یک او را به خود نسبت میدهید)؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمیکنید؟
ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم مجادله و ستیز می کنید [شما قوم یهود، او را یهودی می دانید، و شما گروه نصاری، او را نصرانی می شمارید] در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شد؛ آیا نمی اندیشید؟!
اى اهل كتاب، چرا درباره ابراهيم مجادله مىكنيد، در حالى كه تورات و انجيل بعد از او نازل شده است؟ مگر نمىانديشيد؟
ای اهل کتاب چرا در حق ابراهیم محاجه میکنید، حال آنکه تورات و انجیل پس از او، نازل شده است، آیا اندیشه نمیکنید؟
اى اهل كتاب چرا در باره ابراهيم ستيزه مىكنيد- هر كدام او را به كيش خود مىپنداريد- و حال آنكه تورات و انجيل فرو نيامده است مگر پس از او؟ آيا درنمىيابيد؟
ای اهل کتاب! چرا دربارهی (دین) ابراهیم با یکدیگر به مجادله و ستیز میپردازید (و هر یک از شما او را بر آئین خویش میپندارید) و حال آن که تورات و انجیل نازل نشدهاند مگر بعد از او؟ آیا نمیفهمید (که پیشین نمیشود پیرو پَسین باشد)؟
هان ای اهل کتاب! چرا دربارهی ابراهیم محاجّه میکنید، حال آنکه تورات و انجیل جز بعد از او نازل نشده؟ پس آیا خردورزی نمیکنید؟
ای اهل کتاب چرا ستیزه کنید در ابراهیم حالی که فرستاده نشده است تورات و انجیل مگر پس از او آیا تعقّل نمیکنید
O People of the Book! Why do you argue about Abraham, when the Torah and the Gospel were not revealed until after him? Will you not reason?
معنی کلمات و عبارات
«لِمَ»: چرا. «تُحَآجُّونَ»: مجادله و ستیز میکنید.
نزول
محل نزول:
اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۱]
شأن نزول:[۲]
«شیخ طوسى» گوید: ابن عباس و قتادة و سدى و حسن بصرى گويند: كه احبار يهود و مسيحيان نجران نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله اجتماع كردند و درباره ابراهيم به نزاع پرداختند. يهوديان گفتند: ابراهيم از يهود بوده و مسيحيان گفتند: مسيحى بوده است سپس اين آيه نازل گرديد.[۳]
تفسیر
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«65» يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
اى اهل كتاب! چرا دربارهى ابراهيم گفتگو و نزاع مىكنيد؟ (و هر كدام او را پيرو آيين خود مىدانيد،) در حالى كه تورات وانجيل، پس از او نازل شده است، چرا تعقّل نمىكنيد؟
نکته ها
هر يك از دو گروه يهوديان و مسيحيان، ابراهيم عليه السلام را از خود مىدانستند و به قدرى بازار اين ادّعا داغ بود كه قرآن در دو آيهى بعد مىفرمايد: «ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا» اين آيه براى پوچى ادّعاى آنها مىگويد: چگونه شما ابراهيم را كه قبل از تورات و انجيل بوده، تابع آن دو كتاب مىدانيد؟ كتابى كه هنوز نازل نشده است، پيرو ندارد. آيا حاضر نيستيد اين مقدار هم فكر كنيد كه لااقل حرف شما با تاريخ منطبق باشد.
پیام ها
1- هنگام موعظه، از القاب متين وعناوين فرهنگى مخاطبان استفاده شود. «يا أَهْلَ الْكِتابِ»
2- علم و كتاب، از چنان ارزشى برخوردارند كه منسوبان به آن نيز محترم است.
جلد 1 - صفحه 534
«يا أَهْلَ الْكِتابِ»
3- سعى نكنيد با انتساب شخصيّتها به خود، حقّانيت خود را اثبات كنيد.
«لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ» به جاى نزاع در انتساب شخصيّتهاى والا، از فكر آنان پيروى كنيد.
4- ادّعاهاى خود را مستند و هماهنگ با منطق و فطرت و تاريخ قرار دهيد. «وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ»
تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (65)
شأن نزول: نصاراى نجران چون به مدينه آمدند، يهودان با آنها مناظره نمودند در حق حضرت ابراهيم عليه السّلام. يهود گفتند: حضرت، يهودى بود؛ و نصارى گفتند: نصرانى بوده. به محاكمه خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند. حضرت فرمود: حضرت ابراهيم عليه السّلام نه يهودى بوده و نه نصرانى، بلكه مسلمان بوده و ما مسلمانان به او اولىتر هستيم از شما.
يهود گفتند: مگر مدعاى تو آنست كه ما در حق تو، آن گوئيم كه نصارى در حق حضرت عيسى عليه السّلام گفتند؟ نصارى گفتند: مگر مدعاى تو آنست كه ما در حق تو آن گوئيم كه يهود در باره حضرت عزير عليه السّلام گفتند؟ آيه شريفه در رد هر دو طايفه نازل شد:
يا أَهْلَ الْكِتابِ: اى اهل كتاب تورات و انجيل، لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ:
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 137
چرا مجادله مىكنيد در دين حضرت ابراهيم عليه السّلام. شما يهودان گوئيد:
يهودى بوده، و شما نصرانيها گوئيد: نصرانى بوده، و در مقام مجادله برآمديد، وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ: و حال آنكه نازل شد تورات كه يهود بر شريعت آن عمل كنند، و انجيل كه نصارى حكم آن را منقاد هستند، إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ: مگر بعد از حضرت ابراهيم عليه السّلام، زيرا بعثت حضرت موسى عليه السّلام هزار سال بعد از حضرت ابراهيم عليه السّلام بوده و بعثت حضرت عيسى عليه السّلام دو هزار سال بعد بوده، بنابراين چگونه آن حضرت را نسبت به اين دو ملت توان داد؟ أَ فَلا تَعْقِلُونَ: آيا پس چرا تعقل نمىكنيد و در نمىيابيد اين سخن را كه دعوى چيزى مىكنيد كه محال است.
تنبيه: اين محاجّه، زمان حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واقع شد، و يهود و نصاراى آن زمان، هر دو طايفه تابع دين باطل خود و مشرك بودند؛ زيرا يهود، عزير را پسر خدا؛ و نصارى، عيسى را پسر خدا مىدانستند، و مىخواستند حقانيت خود را به انتساب به حضرت ابراهيم عليه السّلام ثابت كنند، حق تعالى رد قول آنها فرمود: براى چه محاجه مىكنيد در حق حضرت ابراهيم عليه السّلام، و حال آنكه هنوز اين دو كتاب نازل نشده بود؟ چرا تعقل ننمائيد و سخنى را گوئيد كه عقل آن را تصديق ننمايد؛ و آن حضرت مسلمان بوده به صريح آيه شريفه: ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. «1» يعنى: حضرت ابراهيم عليه السّلام معتقدات حقه متفقه تمام انبياء را دارا بود، كه توحيد و اسلام باشد، و مشرك نبوده، و شما يهود و نصارى مشرك هستيد. هيچ تناسبى ميان موحد و مشرك و آن حضرت و شما نيست.
تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاَّ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (65)
ترجمه
اى اهل كتاب چرا محاجه مىكنيد در ابراهيم با آنكه نازل نشده است تورية و انجيل مگر بعد از او آيا تعقل نمىكنيد..
تفسير
گفتهاند يهود و نصارى با يكديگر نزاع نمودند در باره ابراهيم (ع) و هر يك مدعى بودند كه ابراهيم از ماست و در نزد پيغمبر بحكميت آمدند پس اين آيه نازل شد كه دلالت دارد بر آنكه حضرت ابراهيم نه يهودى بوده و نه نصرانى به علت آنكه يهوديت و نصرانيت به نزول تورية و انجيل درست شده كه پيروان تورية را يهودى و تابعين انجيل را نصرانى گويند و حضرت ابراهيم دو هزار سال قبل از حضرت عيسى و هزار سال قبل از حضرت موسى بوده پس معقول نيست كه يهودى يا نصرانى باشد
جلد 1 صفحه 432
اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)
يا أَهلَ الكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبراهِيمَ وَ ما أُنزِلَتِ التَّوراةُ وَ الإِنجِيلُ إِلاّ مِن بَعدِهِ أَ فَلا تَعقِلُونَ (65)
اي اهل كتاب براي چه محاجّه ميكنيد در مورد ابراهيم (که يهود گفتند يهودي بوده و نصاري گفتند نصراني بوده) و حال آنكه تورية (که مبدء دين يهود است) و انجيل (که محدث دين نصاري است) بعد از ابراهيم نازل شده آيا تعقّل نميكنيد (که در زمان ابراهيم نه موسي و نه عيسي و نه شريعه آنها وجود داشته).
يا أَهلَ الكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبراهِيمَ محاجّه باب مفاعله طرفين است يعني هر كدام اقامه حجت بر ديگري ميكنند و اينکه اشاره باينست که يهود مدّعي بودند که ابراهيم از ماست و متدين بدين ماست و نصاري ميگفتند از ماست و متدين
جلد 4 - صفحه 238
بدين ماست با اينكه اينکه دو دعوي بي دليل و مجرّد ادّعاء است و از روي بي علمي است چنانچه بيانش ميآيد بعلاوه دليل بر بطلان هر دو دعوي داريم چنانچه ميفرمايد وَ ما أُنزِلَتِ التَّوراةُ وَ الإِنجِيلُ إِلّا مِن بَعدِهِ تورية بر حضرت موسي و انجيل بر عيسي و اينکه دو پيغمبر زمانشان بسيار متأخر از زمان ابراهيم بوده و مشرع دين يهود موسي عليه السّلام و دين نصاري عيسي عليه السّلام بوده پس در زمان ابراهيم نه دين يهود و نه دين نصاري بوده و اينکه يك دليل واضح روشني است که هر عاقلي درك ميكند، لذا ميفرمايد أَ فَلا تَعقِلُونَ كسي که دعوي داشته باشد که بر تمام عقلاء فسادش ظاهر باشد از روي بيخرديست.
برگزیده تفسیر نمونه
]
اشاره
(آیه 65)
شأن نزول:
در اخبار اسلامی آمده است که دانشمندان یهود و نصارای نجران نزد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به گفتگو و نزاع در باره حضرت ابراهیم برخاستند، یهود میگفتند: او تنها یهودی بود و نصاری میگفتند: او فقط نصرانی بود (به این ترتیب هر کدام مدعی بودند که او از ما است) این آیه و سه آیه بعد از آن نازل شد و آنها را در این ادعاهای بیاساس تکذیب کرد.
تفسیر:
در ادامه بحثهای مربوط به اهل کتاب در این آیه روی سخن را به آنها کرده میفرماید: «ای اهل کتاب چرا در باره ابراهیم به گفتگو و نزاع میپردازید (و هر کدام او را از خود میدانید) در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شده (و دوران او قبل از موسی و مسیح بود) آیا اندیشه نمیکنید؟» (یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْراهِیمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِیلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ).
نکات آیه
۱ - موقعیّت ممتاز حضرت ابراهیم (ع)، حتى در میان اهل کتاب (یا اهل الکتاب لم تحاجّون فى ابرهیم)
سعى هر یک از یهود و نصارا در انتساب ابراهیم به خویش، نشانه ارجمندى مقام آن حضرت نزد ایشان است.
۲ - محاجه یهود و نصارا درباره آیین ابراهیم(ع) (یا اهل الکتاب لم تحاجّون فى ابرهیم)
از جمله «و ما انزلت ... »، معلوم مى شود محاجّه و نزاع، درباره آیین ابراهیم بوده است.
۳ - نصارا، ابراهیم (ع) را نصرانى و یهودیان، او را یهودى مى پنداشتند. (لم تحاجّون فى ابرهیم و ما انزلت التوریة و الانجیل)
۴ - احتجاج یهود و نصارا با یکدیگر، در مورد انتساب و پیوند دینى خود به ابراهیم (ع) و نفى آن از طرف مقابل (یا اهل الکتاب لم تحاجّون فى ابرهیم)
«ان اولى الناس بابراهیم ... » در آیه شصت و هشتم، مى رساند که از جمله احتجاجهاى یهود و نصارا با یکدیگر، ادّعاى تبعیت و پیوند دینى خود با ابراهیم (ع) و نفى آن از دیگرى بوده است.
۵ - نزول تورات و انجیل پس از حضرت ابراهیم (ع) (و ما انزلت التوریة و الانجیل الاّ من بعده)
۶ - پندار نصارا، در انحصار آیین الهى به نصرانیت و یهودیان، به یهودیت* (یا اهل الکتاب ... و ما انزلت التوریة و الانجیل الاّ من بعده)
با توجّه به تقدم زمانى ابراهیم (ع) بر یهود و نصارا، انتساب یهودیت و نصرانیّت به ابراهیم، ناشى از پندارى است که در برداشت آمده است.
۷ - نزول تورات و انجیل پس از ابراهیم (ع)، دلیل بطلان ادعاى یهودى یا نصرانى بودن آن حضرت (یا اهل الکتاب لم تحاجّون فى ابرهیم و ما انزلت التوریة و الانجیل الاّ من بعده)
۸ - توبیخ اهل کتاب (یهود و نصارا) به خاطر عدم تعقل آنان در منسوب کردن حضرت ابراهیم (ع) به یهودیّت و نصرانیّت (یا اهل الکتاب ... افلا تعقلون)
۹ - تعقّل، مانع احتجاجات بیجا (لم تحاجّون ... افلا تعقلون )
۱۰ - اهمیّت و ارزش تعقّل (افلا تعقلون)
۱۱ - عقل از ابزار شناخت و تعقل بهترین راه جهت رسیدن به واقعیّات (لم تحاجّون ... افلا تعقلون)
موضوعات مرتبط
- ابراهیم (ع): ۵ دین ابراهیم (ع) ۲، ۳، ۷ ; مقام ابراهیم (ع) ۱ ; ابراهیم (ع) در اهل کتاب ۱، ۲، ۳، ۴، ۸
- احتجاج: احتجاج بیجا ۹
- انجیل: نزول انجیل ۵، ۷
- اهل کتاب: ۱، ۲، ۳، ۴، ۸
- تعقل: آثار تعقل ۹، ۱۱ ; آثار عدم تعقل ۸ ; ارزش تعقل ۱۰
- تورات: نزول تورات ۵، ۷
- خدا: سرزنشهاى خدا ۸
- شناخت: ابزار شناخت ۱۱ ; شناخت عقلى ۱۱
- مسیحیان: احتجاج مسیحیان ۲، ۴ ; توبیخ مسیحیان ۸ ; عقاید مسیحیان ۳، ۶، ۷
- یهود: ۲، ۴ احتجاج یهود ۲، ۴ ; توبیخ یهود ۸ ; عقاید یهود ۳، ۶، ۷
منابع
- ↑ طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ۲، ص ۶۹۳.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۶۵.
- ↑ بيهقى در دلائل خود گويد: ابن اسحق به سندهاى مكرر از ابن عباس اين شأن و نزول را روايت كرده است.